درباره نویسنده
اهـورا
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • اهـورا
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • نبرد نابرابر
  • سپید می شوم
  • عشق دور
  • نگو بی نشونیم
  • من اینجا عاشقی کردم
  • دل بکن از عمق پستی
  • سلام بابائی عسلم تولدت مبارک
  • با تو من در من شکفتم
  • انگار جونم سوال داری
  • کـودکـانـه
  • صدائی کن
  • کو یاری یاور
  • حال مـا
  • همسرزمین
  • بـا هـم
  • بیا خونه
  • انگیزه
  • ایـران به نام نامی ات
  • مرگت مبارک
  • دیگر خـدا هم بنده شد
  • یـک
  • یک زندگی
  • با شمام
  • یـلـدا
  • روز ستاره
  • جـانـم فـدای ایـــــــــران
  • برای تو
  • به روز تولدم نور امیدم هدیه ی زیبای خـدا
  • دلم نوری داره
  • یـلـدای مـن
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
دوستان من
  • ا . راغب
  • ا . راغب در ياهو ۳۶۰
  • ا . سپيد
  • بغض بارون
  • بـغـض بــارون وبسایت
  • بغض بارون در اسپوت
  • بغض بارون در بلاگ اسکای
  • بغض بارون در بلاگفا
  • به نام باران
  • فندقانه
  • کفشدوزک
  • کفشدوزک يه جا ديگه
  • گيلان ترانه در اسکای
  • يه سبد ترانه
  • يه سبد ترانه در بلاگ اسپوت
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



گـيـلان ترانه
یه عالمه شعر عروضی و سپید و کلی ترانه
نبرد نابرابر
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩۱/٢/۱٢

آهنگ  تنظیم  خواننده :   مجید مصطفائی        سبک راک

 

یه نبرد نابرابر

این یه مرده  با یه دنیا

این همه   نامردی دیده

یه خـدا و  شوق فردا

یه نبرد بی هماورد

نادرستی  یکه تازه

اونکه  بد کرد   اونکه دزدید

گُرد قانون   بر فرازه

 

تو قفس شد

مشت تو    مرد

روی بد از 

داد تو  زرد

تو قفس نیست

جای گُلها

دستامون 

می بنده  پلها

می هراسه   هر سیه دل

از من و تو   تا شدیم مـا

می نویسم   از گُردم

یه طلوعی    بکر و زیبا

 

7 / 12 / 90

 

نظرات ()



سپید می شوم
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩۱/۱/۱٥

انگار که تو خونه ی غم

عطر گلها رو می پاشن

انگاری نـوروز دله

شادیا تا ابد  باشن

انگار که این ثانیه ها

مژده داره  یه حال خوش

انگاری عاشقم بازم 

یه حالت  تـرانـه کش

یه حال پر راز و نیاز

یه حس مبهم و  غریب

ستاره ها رو  کم بکن

از این همه  درد و فریب

از این همه  هجوم شر

فکرای سرد و  دردسر

معجزه ای نیومده

عاشقی کوره  بی خبر

انگار که تو   خونه ی غم

عروسی خاطره هاست

دوماد رفته  گل بچینه

عروس   همین ثانیه هاست

انگار خوشی  یه ثانیه است

باقی همش   خون دله

باز بی خیال غم  میشم

باز بی گله   پر حوصله

یه روزی می خندم  بازم

اون روز   که مرگ غصه هاست

خنده ی ناب  از ته دل

پایان خوب  قصه هاست

یه روزی  پرواز می کنم

خط می زنم  فاصله رو

خـدای آبـیـهـا  سلام

دیدی حال قافله  رو

تموم کن این قائله رو   .  .  .  

 

نظرات ()



عشق دور
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/۱٢/٢۳

نوروز پیروز   سال نو پر سلامت و شادکامی

 

جسارت کرده ام  بانو

سکوت افتاده  می خندم

دستای دل  بالا بالا

به رفتن  دل نمی بندم

جسارت کرده ام  بانو

اگه چشمام   هوس داره

دیگه وقته  که مـا  باشیم

نه اشکائی   که می باره

تمومه  حال بی رحمی

همه وقتِ  سُرور اومد

من انگار   عاشقم عاشق

یه شوری   با یه نور اومد

جسارت کرده ام   بانو

قرار دل   رو می دونی

واسه این  در تو گم میشم

تو جادوئی   که می مونی

تن خاکی و   پژمرده

به نور و  گرمی برخورده

دیگه محو  تماشاته

نمیشه   سرد و افسرده

نفس راحت   یه آرامش

ببخش این غم  یه کم خواهش

دلم لبریز   تنم  پر شور

بده دستاتو   عشق دور   .   .   .

 

8 دی

 

نظرات ()



نگو بی نشونیم
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/۱۱/۳٠

بلا از تو دوره

سلامت بمونی

تو که عمر و جونی

از موندن بخونی

از خوندن  واسه عشق

واسه  شور و شادی

واسه  زندگی و

قولائی که  دادی

که تا آخر عمر

کنارم می مونی

دیگه  کم نشی و

می دونم  می دونی  2

 

بلا از تو  دوره

گل  آسمونی

الهی که عمری 

سلامت   بمونی

خـدامون  پناهت

رفیق همیشه

یکی  با دلی تنگ

عشقت  زندگیشه

نگو بی نشونیم

همه من   فدا شد

که مـا   مـا بمونیم

سکوتی   صـدا شد  2

 

بلا از تو دوره

گل آریائی

همه مونس دل

به یادم کجائی

تو اوج سکوتم

به یادت می بارم

انگار دل شکستم

انگار  بی قرارم

بیا  شاد شاد  از

رفتنها  نخونیم

خـدا  عشق و نوره

غمها رو  برونیم

یه مـا  شیم  بمونیم  .  .  .

 

نظرات ()



من اینجا عاشقی کردم
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/٩/٢٧

شب یلدای چشماتو

به یک دنیا  نمیدم من

همه ابرم   توئی بارون

از این دنیا نمیرم من

شب یلدای چشم تو

یه عالم  خنده و شادی

عزیزم  با تو دلشادم

چه امیدی  به من دادی

خـدائی بی تو من  بودم

چه سرد و زرد و بی لبخند

گُلی خشکیده    پژمرده

به اون دستای تو    سوگند

من امروز   یک جهان شادم

از اون بودن   من آزادم

من امروز   عاشقی کردم

سکوت گم شد   یه فریادم

شب یلدای چشم تو

نوازش   بوسه و بارون

عزیزم    با تو دلشادم

دیگه چشمام  نشه گریون

شب یلدای چشماتو

به مهر و نور  می دوزم

گُل من    زندگی بخشم

کنارت   مرد هر روزم

دیگه از غم   نمی سوزم  .  .  . 

 

26 آذر

 

نظرات ()



دل بکن از عمق پستی
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/۸/۱٧

این روزا بدجوری سرده

همه حرفا  شکل درده

همه کارا  درهم و گم

رُک بگم   کی بر می گرده

اون همه صمیمیت   عشق

مهر و   دوست داشتن بی شرط

اون همه   سادگی دل

فکر از  همه بدی  پرت

چه روزای  خوبی داشتیم

چه شبای   گرم و نابی

حالا اینجا   من نشستم

تو یه گوشه    غرق خوابی

شاید این روزا   صدامون

نکشیده   رنگ خواستن

همه از  حادثه گفتن

دروغا  که شکل راستن

شاید این روزا   به سر شه

اما تو   بدجور شکستی

شاید این شبا   هدر شه

دلمو  به غُصه  بستی   2

 

تو که  موندنی نبودی

قافیه   یه شعر درهم

پازلی   پر از تناقض

همه شکلی    اما مبهم

چطور شد   خـدا ببخشه

سرده  دستای تو   با من

از کجا    شادی تموم شد

بگو گم شه بخت بد  زن

یه روزی  حتما  می فهمی

ساده    دلها رو شکستی

یه روزی   که خیلی دور نیست

به خودت میگی   کی هستی

چرا خام بد   شدی تو

همه حرفات   حرف زور بود

دیو رو  به شکل فرشته

ظلمته    کی شکل نور بود

کافیه بخوای    من اینجام

گر چه  پلها رو شکستی

من میشم   یه عشق تازه

تا ابد   تا خود هستی  .  .  .

 

30  :  2

11 تیر 90

 

نظرات ()



سلام بابائی عسلم تولدت مبارک
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/٧/٩

کجائی که نازت کنم یلدای منی تو خوشگل منی تو عسل منی تو نازدونه ی منی تو یکی یه دونه ی منی تو  آفتاب منی تو مهتاب منی تو  خورشید منی تو ماه منی تو  ...  و تو دوباره بلند بخندی بهترین من

رو شونه هام جای تو خالی

توی قلبم مهر تو جاری

روی سینم  گرماتو ندارم

اما عشقم   تو موندگاری

گل من امروز یک ساله شدی . خیلی خیلی مبارکه  الهی صد سال همراه با خوشبختی و بهروزی و کامروائی و سلامت .  الان یک ماهه که روی ماهت رو ندیدم از شب نحس 11 شهریور .  سی روزی که برام سی سال گذشت . تو رو به اجبار از دست دادم توئی که با خده هات با بغضت و با لمس دستای کوچولوت من  آدم دیگه ای بودم یازده ماه شاد اگر چه بعضی  غمگینیها بود اگر چه اون شیطان از شب اول تولدت با فتنه و شر اومد ولی تا اون شب نحس نتونست ما رو از هم بگیره و جدا کنه می خواستم  شعر بگم اما بغضمو خشممو این قلبی که این روزا به یادت هزار پاره شده رو با عشق و شادی تولد زیبات نتونستم جمع ببندم  تو یه ترانه  عزیزم .

شبی که آتش شر اون حیوون وحشی بالاخره دامن ما رو هم گرفت . نتونستم در اومدن اولین دندونتو کامل ببینم و براش جشن بگیرم   تولدت   راه رفتنت  دویدنت  کلمه های اولت  ...

الهی خونش آتیش بگیره (اون همه اموال غصبی و حروم و دزدی) اونکه آشیونم رو از هم پاشوند و عزیزانمو از من گرفت    خدا عزیزش رو ازش بگیره اونطور که عزیز منو ازم گرفت خدا ذلیلش کنه .  

یلدای من   اما بابا تا ابد مال دستای کوچیک و قشنگ توئه   مال خنده ی چشمات   یک بار دیگه بیا و به پام بچسب و بغلم کن وقتی میخوام برم بیرون   همه اشکام فدای تو  هزار بوسه به گونه و لبهات .  خدا سایه ی شیطان رو از سرت کم کنه به حق بزرگیش انشاالله .   باز میخوام بگم یلدا بازم رفتی سمت اون گلدونا   اما نیستی که برگردی و بخندی و چهار دست و پا فرار کنی پشت مبل .  فدات بشم الهی  خوشگل نازم تا ابد عاشقانه دوست دارم  هر جا که باشی .  خدایا خودت کمک کن   فقط پناه بر خودت .

 

نظرات ()



با تو من در من شکفتم
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/٦/٦

نظر خاصی ندارم

به تو احساسی ندارم

پرسیدی  دوستم داری

با تو   رودربایستی  ندارم

نظر خاصی  ندارم

روح  حساسی ندارم

پرسیدی  بدم میاد

به عشق    وسواسی ندارم

قصدِ لجبازی   ندارم

نه  دغلبازی  شعارم

سر کار   گذاشتنِ تو 

مگه  اِنقَده   بیکارم

یا که از دستت   شکارم

بد نکن    حال و هوامو

میرم و    تنهات  میذارم

می گیرم   اَزَت  صدامو

تو   غریبه شدی  و   من

یه بغل    فکرای آشنا

همین اطراف  هِی  می چرخن

از سر شب     صبح ناشتا

تو  پشیمون شدی و   من

تو نخ یه  شکل تازه

دیگه دیره   واسه موندن

راهِ تنهائی     درازه

برو تا   یه فصل روشن

چه با دیگری   چه با من

برو تو    سفر سلامت

بگو خوبه   آخ   چه راحت

برو تا   روزای در پیش

بگیرن  بغل  نگاتو

تو و  کودکی   گذشتین

اَخم  نگیره    خنده هاتو

دریای اشک   اون چشاتو

الهی  به خیر و  امید

تو تموم این   زمستون

دلم  گرمای تو رو  دید

از این  بی حاصلی  خشکید

اما  رویای تو   جاوید

نظر خاصی   ندارم

اما دل   یه جائی  لرزید

من دلم    بدونِ تردید

عاشقه   یه حس جاوید

هنوز  ایستادی   نرفتی

یکی این وسط  می ترسید

اون توئی   که سر زبونی

گفتی عاشقم   یه عالم

فکر فردا رو   نکردی

اما من    هنوز   فداتم

 اون منم  که نه شنفتم

اما باز   از تو می گفتم

انتخاب  با تو ستاره

نگو یادت  نمی اُفتم  . . .

 

اواخر خداد 90

 

نظرات ()



انگار جونم سوال داری
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/٥/٢٢

فقط به خاطر چشات

آینه  فراوون نمیشه

ماه و ستاره ها   تو شب

تک چلچراغون نمیشه

فقط به خاطر نگات

سروی  اسیری نکشید

خورشید  تو اوج دیدنش

نقش حقیری  نکشید

فقط  به خاطر صدات

زمستونی  بهار نشد

گلبوته ها   سبز نشدند

هیچ عاشقی   نزار نشد

فقط  به خاطر لبات

قند و شکر  گرون نشد

چشات  که می سوزه برام

عاطفه  سرنگون نشد

فقط  به خاطر اَدات

شاپری  حیرون  نمیشه

غزل میشه   گلایه هام

اما   پریشون  نمیشه

فقط  به خاطر دلت

خنده ای  قربونی  نشد

یه شب اگه  سیاه  شده

طلوع نو   خونی نشد

فصل   دگرگونی نشد

دلم که  زندونی  نشد

قیافتو   اینطور  نکن

وقتِ   هراسونی نشد

کُلوبه دل   جا زیاده

چه کار کنم   یه کم کمی

تحفه ی  مالی هم نبود

تا  دَرهمی  خاطرجمعی   2

 

فقط به خاطر چشات

یه ذره تنهات میذارم

نگاهتو  دوست ندارم

میخوام  که رسوات بذارم

فقط  به خاطر صدات

گوش حقیر   کمی کره

بوسه ای  مهمون نشدم

دل از لبات   مکدره

فقط به خاطر  اَدات

دو روزی   مهمونم شدی

به پاس بغض  تو دلت

گفتم  تن و جونم  شدی

 

اگر   کمی عقده داری

اگه که  فریادی داری

نگاه بکن این دفعه رو

رو به شب کی  میباری  .  .  . 

 

نظرات ()



کـودکـانـه
نویسنده: اهـورا - ۱۳٩٠/٤/٢٤

عشق کوچولو

خنده ی چشات

دیوونم کرد و

منو  برد باهات

به شهر  خنده

به شهر   بازی

تو و من    بودیم

دلم    چه راضی

عشق کوچولو

عسل بـابـا

یـلـدای  منی

تا خودِ  فردا

تا  تهِ دنیا

تا  یه عالم روز

تا  یه عالم شب

عشق مـا  پیـروز

شادی   می مونه

اینو   می دونی

خاطره ها  رو

با من   می خونی

مهر و بخشایش

تو و  قلبی پـاک

دستامون  با هم

با  خـدای خاک

با  خـدای  دل

اوج و  آسمون

تا خوشی   زنده

بدیها    ویرون

عشق کوچولو

تاپ تاپِ  قلبم

بلند شو    عزیز

تارم  و   ضربم

مهربونِ  من

خنده کن  برام

تو   وجودمی

امیدِ  فـردام

عشق   هر روزم

صاحبِ  خونه

بـابـا    مالِ تو

نگیر    بهونه

شوقِ  هر لحظه

ابرم    تو بـارون

مامان   خوابیده

اون   گُل خندون

عشق  کوچولو

نازنین من

بیا   بغلم

بهترین  من

قلبم   جای تو

خـدا   نگهدار

مامان و  بـابـا

نازت    خریدار  .  .  . 

 

ساعت 3 بامداد

دوشنبه 12 اُردی بهشت

1390 هـ . ش

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »